روايت محسنی اژهای از حوادث بعد از انتخابات
يكي از آثار سوء وقايع پس ازانتخابات اين بود كه فهم مسأله را بر مردم دشوار ساخت و امر بر افراد مختلف مشتبه شد؛ و افراد را در مرحله تصميم گيري با مشكل مواجه ساخت .
ایلنا: دادستان كل كشور در نشست صميمانه اي كه در هيأت محبان الزهرا(س) قضات استان تهران برگزار شد، طي سخناني به تشريح برخي ابعاد عملكرد كميته 3 نفره پيگيري وقايع پس از انتخابات رياست جمهوري پرداخت.
محسني اژهاي در اين نشست اظهار داشت: به بركت خون شهدا و ايثارگري ملت و ايستادگي در برابر زياده خواهيهاي نظام سلطه ، طي سالهاي اخير جايگاه ايران اسلامي ارتقاي چشمگيري يافت، بطوريكه كشورهاي استكباري كه تا پيش از اين از بردن نام حكومت ايران به عنوان « جمهوري اسلامي» خودداري ميورزيد طي گردشي آشكار، ناچار شدند سر تعظيم در برابر جمهوري اسلامي فرود آورده و براي نخستين بار پيغام رسمي فرستادند كه ما حاضر هستيم با نظام « جمهوري اسلامي» ضمن حفظ احترام متقابل و پايبندي به منافع مشترك، در جهت رفع مشكلات منطقه و جهان همكاري كنيم و در مرحله عمل هم قدمهايي برداشتند .
وي با بيان اينكه حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات باعث افزايش اين اقتدار در عرصه بين المللي شد، افزود: اين حضور حماسي و پشتوانه مردمي طراز جمهوري اسلامي را در عرصه جهاني بالاتر برد اما با كمال تأسف در داخل به گونه اي عمل شد كه زمينه هاي طمع ورزي دشمنان را هموار ساخت و احساس كردند بايد در روند كوتاه آمدن خود در قبال ايران تجديد نظر كنند.
دادستان كل كشور تصريح كرد: درست زماني كه به اين جمع بندي رسيده بودند كه ايران اسلامي شكست ناپذير است و روز به روز مقتدرتر و توانمندتر شده و از استحكامي برخوردار است كه نمي توان با آن معارضه كرد، در شرايط به پيش آمده احساس كردند كه نه خير! ايران از درون شكست پذير است كه البته باز هم اشتباه مي كنند و اين رويكردشان از روي استيصال است و نه از روي فهم درست مسأله.
وي در ادامه گفت: يكي از آثار سوء مسائل پس از انتخابات اين بود كه استكبار بارها اعلام كرده بود كه بعد از مسأله هستهاي ايران اهرم "حقوق بشر" مستمسك مناسبي براي تحت فشار قراردادن نظام اسلامي است و با همين انگيزه تشكيلات حقوق بشر در سراسر جهان را ارتقا داده بودند تا با استفاده ابزاري از « حقوق بشر» اهرم فشاري عليه ايران ايجاد كنند كه بهترين سوژه براي آنها همين ادعاهاي واهي اخير بود كه پروژه جنگ رواني آنها را عليه ايران اسلامي كليد زد .
محسني اژهاي تصريح كرد: برخي جريانات، خوراك تبليغاتي نظام سلطه عليه ايران را فراهم كردند و يك جو سنگين رسانه اي و تبليغاتي عليه ايران كليد خورد، چنانچه برخي از دوستان ما در منطقه را نيز به ترديد و نگراني واداشت و با امواج رسانه اي موهوم موقعيتي متزلزل را از كشور به نمايش گذاشت .
وي در ادامه با اشاره به طرح موضوعاتي نظير شكنجه و آزار « سعيده پورآقايي»و « ترانه موسوي» اظهار داشت: موضوعاتي كه سراسر كذب و دروغ بود و حتي يك درصد هم وجود خارجي و حقيقي نداشت عَلَم شد و بعنوان نمونه، دختري كه نه تنها دختر خانواده بود ـ نه خانواده شهيد بود ـ نه كشته شده بود ـ نه اهل فعاليت سياسي بود و نه 4 دايي شهيد داشت، بعنوان يكي از چهرههاي مورد تجاوز و شكنجه و قتل معرفي گرديد و حال آنكه كل اين سناريو ساختگي و مجعول بود و بايد ديد چه كساني و با چه انگيزه هايي اين سناريو را طراحي و تبليغات كرده بودند .
اژهاي گفت: يكي از آثار سوء وقايع پس ازانتخابات اين بود كه فهم مسأله را بر مردم دشوار ساخت و امر بر افراد مختلف مشتبه شد؛ و افراد را در مرحله تصميم گيري با مشكل مواجه ساخت .
دادستان كل كشور به اقدامات خود در كميته 3 نفره اشاره كرد و گفت: بنده كراراً با چهره هاي مختلف سياسي صحبت كردم و در خصوص ادعاهاي مطروحه آقاي كروبي نيز 2 مرتبه ايشان به دادستاني كل آمد و توضيحاتي از ايشان اخذ شد؛ به آقاي كروبي گفته شد اگر موردي از موارد ادعايي برايتان محرز شد كه خلاف واقع بوده به مردم اعلام كنيد كه ايشان پذيرفتند اما در عمل وقتي وضعيت روشن شد به آن وعده عمل نكردند؛ بناي ما بر اين بود كه خود ايشان مسأله را اعلام كنند كه متأسفانه عمل نكردند؛ عليرغم آنكه در ابتداي شروع جلسه دوم در پاسخ به سؤال بنده كه پرسيدم آيا واقعه خاصي يا خبر جديدي از موارد مورد ادعا نداريد، خود ايشان اعلام كردند كه « سعيده پورآقايي» تنها دختر خانواده نبوده و دختر شهيد نيز نمي باشد و ظاهراً زنده است !
وي در ادامه افزود: در رابطه با سعيده پورآقايي كه ادعا مي شد خانواده 5 شهيد است اين سؤال مطرح مي شود كه چطور آقايان كه در ختم وي شركت كرده اند از خود نپرسيدند كه هيچ يك از اعضاي خانواده وي و حتي خانواده شهدا و ... در ختم اين خانواده داراي 5 شهيد مشاركت نكرده اند كه واقعاً ابهام انگيز و ترديد آور است!
محسني اژهاي در بخش ديگري از سخنان خود به سياستهاي دستگاه قضائي در دوران مديريت آيت الله آملي لاريجاني اشاره كرده و تصريح كرد: بناي رئيس قوه قضائيه بر اقدام عالمانه و توأم با كار كارشناسي است و بنابراين نبايد در انتظار تغييرات عاجل بود، قوه قضائيه در چارچوب مقررات و قوانين موضوعه به طور طبيعي حركت مي كند اما طي يك برنامه مطالعاتي در خصوص تشكيلات ، قوانين، نيروي انساني، امور مالي و ... تصميم گيري خواهد شد .
دادستان كل كشور افزود: بودجه دستگاه قضائي تكافوي تأمين نيروي انساني و كادر قضائي و اداري را نمي دهد و از نظر امكانات سخت افزاري و نرم افزاري و فضاي فيزيكي واقعاً در مضيقه هستيم، البته كارگروهي در زمينه رفع مشكلات و كاستي هاي دستگاه قضائي مشغول فعاليت است و اميدست در آينده نزديك شاهد حل مسائل موجود و نيل به شرايط مطلوب باشيم.
دادستان كل كشور در ادامه، با اشاره به اهميت و جايگاه قاضي در نظام حقوقي اسلام گفت: قاضي در كشاكش حق و باطل بايد از گزند 3 خطر بزرگ خود را مصون نگه دارد ـ شياطين جنّي و انسي و نفس اماره در كمين وي هستند و قاضي بايد با توجه به حضرت حق و مراقبه مستمر و توسل به اهل بيت(ع) و استعانت از نماز و تقوي، جانب عدل و انصاف را نگه دارد و خود را از گزند انحرافات مصون دارند.
وي امر قضاوت را يك نعمت الهي و فرصت براي قضات شايسته دانسته و يادآور شد: قاضي بايد اين فرصت خدمت را به ديده نعمت نگريسته و تلاش كند آنچه بر خود نمي پسندد بر ديگران نيز نپسندد چنانچه اگر نمي خواهد بدون اينكه امكان دفاع از خود داشته باشد در مورد وي قضاوت كنند يا به وي ظلم روا داشته شود، ديگران را نيز از اين قواعد مستثنا ندانسته و حافظ حقوق آنها باشد .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 15:48 توسط میم.پور
|
خاصیت حرکت شیطانی غوغا، ایجاد توهم و ممانعت از شنیدن صدای حق است
هفته گذشته همايشي با عنوان "شكست پنجه عقاب" در سالن آمفي تئاتر شهيد بهرامی دانشگاه علموصنعت
تهران به همت بسيج دانشجويي اين دانشگاه برگزار شد. نخستين سخنران اين همايش، مسلمان اسپانيايي جعفر گنزالس بود. در انتهاي سخنان وي، تعدادی از هواداران موسوي كه حدود 50 نفر بودند، به اخلال در سخنان وي اقدام کردند.
دومين سخنران مراسم، مهندس سعيد قاسمي دانش آموخته معماري و شهرسازي از دانشگاه علموصنعت و استاد همين رشته بود. هواداران موسوي كه قصد برهم زدن سخنان وي را داشتند، حدود 20 دقيقه از تمام ترفندهاي خود مانند كف زدن، شعار دادن، هتاکی کردن و... استفاده كردند اما وقتي با واكنش منفی جمعيت 300 نفره سالن مواجه شدند و خود را در اقليت دیدند، ترجيح دادند سالن را ترك کنند. پس ازترك سالن توسط این افراد، قاسمي سخنان خود را آغاز كرد.
وي در ابتداي سخنان خود با اعلام اينكه "اي كاش اين دوستان سبز ما مي ماندند و صحبتهاي بنده را گوش ميكردند تا با هم ديالوگي داشته باشيم"، گفت: من متولد محله نارمك و بزرگ شده دانشگاه علموصنعتام. اين محاسن من هنوز درنيامده بود كه دانشجو بودم، آن هم در اين دانشگاه که به انبار تسليحاتي گروه هاي چپ و التقاطي تبدیل شده بود.
نیروهای مسعود رجوي در همين دانشگاه شبها در اتاق جنگشان ميخوابيدند. ما در آن زمان، ميليشياي منافقين خلق را تجربه كرديم و از سر گذرانديم. قصد اهانت ندارم اما خوب ميشد اگر اين بچه ها ميماندند و قدري از اين تجارب را ميشنيدند و با هم درباره آن سخن ميگفتيم. اما اين بچهها تمام آنچه را كه در اين سالن به اجرا گذاشتند، درست مثل یک بادكنك بود. به يكباره باد شدند، با هاي و هوي زيادي فضاي سالم را شلوغ كردند و امر بر آنها مشتبه شد كه فضا در اختيار آنهاست و بعد هم به سرعت بادشان خالي شد و مجبور شدند اينجا را ترك كنند. اين خاصيت حركت شيطاني است، غوغازيستي و حركت مبتني بر جارو جنجال و غوغاسالاري و اينكه كاري كند تا صداي حق به گوشها نرسد و بعد توهم ايجاد كند كه فقط ما هستيم؛ درست مثل جنگ جمل. من از اين بابت بسيار متأسفم.
همرزم شهيد بروجردي سپس به بخشهايي از اين تجارب اشاره كرد و گفت: از همين علموصنعت به كردستان رفتم و شاگردي محمد بروجردي را كردم. يادم هست كه برخي مواقع كه در جلساتي با مردم كُرد، برخي از آنها كه بر اثر القائات ضدانقلاب، تصور يك ديكتاتور يا جلاد را از اين مسيح كردستان داشتند و به او اسائه ادب ميكردند، حاج محمد بدون اينكه برخورد متقابلي كند، به آنها ميگفت انشاءالله روزي خواهد رسيد كه شما حقانيت و مظلوميت ما را درك خواهيد كرد، يا وقتي كه از احمد متوسليان در درگيري با ضد انقلاب براي حمله به روستاهايي كه ازآنجا به ما حمله ميكردند، اذن ميخواستيم، اجازه نميداد و ميگفت ما با ضد انقلاب جنگ داريم نه با مردم كُرد.
ما اين درسها را از اين اساتيد آموختيم. نسل ما نسلي بود كه معلمان و اساتيدش سرداراني چون محمد بروجرديها و احمد متوسليانها بودند. روبرويمان هم شياطين كارشتهاي مثل مسعود رجويها بودند كه براي خودشان ميليشياي صدها هزار نفري داشتند كه همهاشان حاضر بودند براي او جان بدهند. خود رجوي كاريزماي عجيبي در بين منافقين داشت. آنقدر خوب صحبت ميكرد كه انسان را مجذوب ميكرد نه مثل بعضيها كه همهاش "چيز، چيز" ميكنند! لذا نميتوانند با اين رفتارهای بچهگانه ما را مرعوب یا نااميد كنند.
وي سپس ادامه داد: ...
بقیه مطالب اینجا
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 15:46 توسط میم.پور
|
*مقايسه انتخابات دهم با دوازدهم فروردين
وزيراسبق کشور با اشاره به برگزاري رفراندوم براي تعيين نوع نظام سياسي درسال 58 گفت: علي رغم اينکه امام داراي شخصيت کاريزماتيک بود، براي تقويت بنيان هاي جمهوري اسلامي اولين کاري که کردند، دستوردادند رفراندومي در کشور برگزار شود و نوع نظام انتخاب شود، زيرا آن زمان عناويني مانند جمهوري دموکراتيک و برخي انواع ديگر مطرح بود.
وي افزود: در اين رفراندوم در دولت موقت و در دوران نهضت آزادي برگزار شد، 98 و دو دهم درصد ملت ايران به نظام جمهوري اسلامي راي آري دادند.
اين کارشناس سياسي ادامه داد: در طول 30 سال گذشته غرب همواره ميگفت آن 98 و دو دهم درصد از نسل اول انقلاب بودند و امروز نظر نسل دوم و سوم انقلاب آنگونه نيست، در دوم خرداد اين بحث خيلي فعال مطرح مي شد اما در انتخابات دهم بعد از 30 سال، دوباره 85 درصد مردم ايران پاي صندوق هاي راي آمدند.
کردان اظهار داشت :غربي ها معتقد بودند جوانان نسل دوم و سوم که ديگر 98 و دو دهم درصد را قبول ندارند اما بعد از 30 سال اين ادعا نقش بر آب شد و جمعيت کثيري در فضايي آزاد همانند رفراندوم سال 58 به اصل نظام راي دادند. در اين مقطع غربي ها احساس کردند که ته مانده اعتبارشان را از دست دادند بنابراين بعد از مدتي تلاش کردند تا آنجا که مي توانند مسير انقلاب را منحرف کنند.
*بني صدر ادامه جريان نهضت آزادي بودوي در ادامه بيان جريان شناسي سالهاي اول انقلاب با بيان اينکه چون غربي ها نتوانستند مسير انقلاب را منحرف کنند، استراتژي نفوذ را در پيش گرفتند و پشت سرجريان بني صدر پنهان شدند، خاطرنشان کرد: جريان بني صدر تقريبا ادامه جريان نهضت آزادي بود البته با رفتاري زشت تر. اين جريان علي رغم خيانت هايي که به جريان دفاع مقدس کرد، از طريق دفتر هماهنگي بني صدر حزبي را در ايران تاسيس کرد که کار اين حزب اين بود که در مقابل جريان انقلاب وارد انتخابات رياست جمهوري شود بنابراين براي آقاي جلالالدين فارسي توطئه اي درست کردند و او را از صحنه خارج کردند، چون وي مي توانست بني صدررا افشا کند و در نهايت بني صدر کانديدا شد.
کردان افزود:جامعه مدرسين حوزه علميه قم که از بسياري از مراجع حي و مرحوم امروز تشکيل مي شد، براي اينکه در تاريخ ثبت شود، گفت بني صدر عنصر خائن است و با همکاري جامعه روحانيت مبارز، کانديدايي را مطرح کردند که مي دانستند راي نمي آورد و تنها براي اينکه جلوي انحراف را بگيرند، دکتر حبيبي را به عنوان کانديدا مطرح کردند که در نهايت بني صدر راي آورد.
وي با بيان اينکه آمدن بني صدرهمانا و ميدان گرفتن ضد انقلاب همان، ادامه داد: بني صدر سفري به همدان زادگاه خود داشت که در آن سفر هلي کوپتر دچار سانحه شد مردم همدان در فرودگاه خاک برسرشان مي ريختند. امام براي اينکه مردم به وي راي داده بودند، فرمودند بني صدر بر دل هاي مردم حکومت مي کند.
کردان خاطرنشان کرد: ماجراي 14 اسفند که پيش آمد، تيم حکميت تشکيل شد و به بي صلاحيتي بني صدر راي داد. بني صدر به اين راي اعتراض کرد تا اينکه امام احساس کردند افکار عمومي متوجه شده است که بني صدر عنصر خائني است، بنابراين حضرت امام جانشيني فرمانده کل قوا را از بني صدرگرفتند، مجلس اول هم به دليل اينکه اکثر شخصيت هاي طراز اول در آن حضور داشتند، راي به عدم کفايت سياسي بني صدر داد.
*در زمان بني صدر احزاب زمينه را براي تخريب فراهم مي کردندکردان با بيان اينکه دراين زمان تقريبا 13 هزار و 600 گروه و جريان سياسي مخالف جمهوري اسلامي تشکيل شده بود، گفت: در اين آمار، گروههايي مانند مجاهدين خلق، جاما، سادجا، نهضت مقاومت و امتي ها بودند که اين ها در همان تاريخ، خط مشيشان را از جمهوري اسلامي جدا کردند. منافقين که وارد فاز نظامي شدند و اعلاميه هاي سياسي ونظامي دادند، بهطوري که از کشتن بقال و کارگر متدين، مديرمسئول حزب اللهي و مسئول مملکتي ديندار ابايي نداشتند، وارد خانه هاي تيمي براي مبارزه شدند.
وي در ادامه خاطرنشان کرد: ...
بقیه مطالب اینجا
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 6:11 توسط میم.پور
|
عصرایران ؛ هومان دورانديش - صادق زيباکلام ليبرال است و ليبراليسم خود را نيز از احدالناسي مخفي نمي کند.با او درباره نسبت دولت احمدي نژاد با ليبراليسم گفتگو کردم. او هر چندکه مقصود اصولگراياني چون علي مطهري را که احمدي نژاد را به ليبرال بودن متهم مي کنند، درمي يابد ولي دولت احمدي نژاد را به هيچ وجه من الوجوه ليبرال نمي داند.
دکتر زيباکلام در اين گفتگو پس از ارائه دلايل خود در اثبات ليبرال نبودن احمدي نژاد، به انتقاد از علي مطهري پرداخت که چرا به شيوه نورالدين کيانوري در نقد مهندس بازرگان، احمدي نژاد را آماج نقد خويش مي سازد.
گفت و گوی عصرایران با دکتر زیباکلام را بخوانید.
برخي از منتقدين اصولگراي دولت احمدي نژاد، مثل علي مطهري، اين دولت و رئيس آن را به ليبرال بودن متهم مي کنند. به نظر شما اين دولت چه نسبتي با ليبراليسم دارد؟من فکر مي کنم آقاي دکتر علي مطهري که واژه ليبراليسم را درباره برخي از کارها و ويژگي هاي آقاي احمدي نژاد به کار گرفت، چندان درست از اين واژه استفاده نکرده است.
البته مقصود آقاي دکتر مطهري درست است؛ زيرا ايشان مي خواهد بگويد که آقاي احمدي نژاد خيلي هم به اصول و قوانين اصولگرايانه يا بنيادگرايانه پاي بندي ندارد و عنداللزوم براي پاره اي از بهره برداريهاي سياسي،حاضر است که از اصول عبور کند. مراد اقاي مطهري بيشتر اين بوده است و واقع مطلب هم اين است که آقاي احمدي نژاد براي کسب محبوبيت و پوپوليسم و اين جور چيزها خيلي راحت حاضر است حرفهايي بزند و موضع گيريهايي کند که يک آدم پاي بند به يک سري اصول و ضوابط سفت و سخت مذهبي، شايد به اين راحتي نتواند چنين کند.
در اين باره مثالهاي متعددي مي توان زد. آقاي احمدي نژاد در ماههاي اول دوره نخست رياست جمهوري اش، حضور خانم ها در استاديوم هاي ورزشي را بلااشکال دانست. در حالي که کسي که يک آدم متشرع پاي بند به يکسري اصول و ضوابط سفت و سخت مذهبي باشد، يعني آنچه که جامعه از آقاي احمدي نژاد انتظار دارد، اين نيست که نسبت به حضور خانم ها در ورزشگاهها چنين موضعي اتخاذ کند؛ آقاي احمدي نژادي که سعي مي کند تصويري از خودش ترسيم کند که سمبل نيروهاي حزب اللهي در اين جامعه باشد.
جالب اينکه ايشان عليرغم خيلي از علما و مراجع، به هيچ وجه نظر خودش را درباره حضور خانم ها در استاديوم ها، پس نگرفت. ببينيد من شخصاً معتقدم ممنوعيت ورود زنها و دختران در ورزشگاهها اشتباه است. تکليف من روشن است. اما من در اين جا دارم از منظر يک آدم اصولگرا به اين موضوع نگاه مي کنم. اگر کسي در اين جامعه اصولگرا باشد، اخذ چنين تصميمي حداقل بايد برايش سخت باشد. يعني بايد زير فشار خيلي زيادي قرار بگيرد تا با حضور زن ها در استاديوم هاي فوتبال موافقت کند. اما شما مي بينيد که احمدي نژاد مثل آب خوردن، بدون اينکه تحت هيچ نوع فشاري باشد يا اينکه بحث ضرورت حضور زنها در جامعه مطرح شده باشد، مي گويد زنها اجازه حضور در استاديوم هاي فوتبال را دارند.
يا اصرار اقاي احمدي نژاد براي اينکه سه تا وزير زن در کابينه جديدش ...
بقیه مطالب اینجا
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 13:46 توسط میم.پور
|
شعارهايی كه ملاك وحدت بود، امروز ابزار افتراق و انشقاق شده استافروغ با بیان اینكه « فضای امروز به هیچ وجه زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست» افزود: « تمام شعارهای ما كه ملاك و ساز و كار وحدت ما بوده امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است. یك روز مساله مبارزه با آمریكا اساس وحدت ما بود، ولی متاسفانه امروز عدهای دیگری را متهم میكنند به اینكه شما مخالف آمریكا نیستید و فقط ما مخالف آمریكا هستیم و این اتهام با واقعیت منطبق نیست. متاسفانه تهمتهایی به افرادی زده میشود كه سابقه مبارزاتی درخشانی دارند و آنها را به همنوایی و همراهی با آمریكا متهم میكنند، آن هم بدون اینكه هیچ سند محكمهپسندی نشان دهند؛ در حالی كه "خوش بود گر محك تجربه آید به میان، تا سیهروی شود هر كه در او غش باشد."»
وی گفت:« امروز آن نظامهایی كه به طور مبنایی ماكیاولیسم را برای خود تئوریزه كردهاند به این معنا رسیدهاند كه با بیاخلاقیها در فضای سیاسی برخورد كنند، ولی ما كه به صورت مبنایی ماكیاولیسم را برنمیتابیم، متاسفانه در برابر جو سنگین بیاخلاقی، بداخلاقی، تهمت، افترا، دروغ و حرفهای بیسند سكوت میكنیم و متاسفانه مدعیالعموم اینجا وارد عمل نمیشود.»
انقلاب، مدعیالعموم میخواهدوی با تاكید بر اینكه « انقلاب، مدعیالعموم میخواهد» افزود:« انقلاب، اخلاق، فرهنگ و سیاستورزی صحیح و متناسب با جمهوری اسلامی مدعیالعموم میخواهد، ولی متاسفانه ما مدعیالعموم نمیبینیم و این شبهه ایجاد میشود كه مدعیالعموم فقط به یك عرصه خاص از ابعاد مختلف انقلاب اسلامی تعلق پیدا كرده است كه البته آن هم مساله جداگانهای است كه ببینیم آیا واقعا در همین عرصه هم به درستی ادای وظیفه كرده و آیا از رفتارها و برخوردهای جناحی به دور بوده است یا خیر؟»
افروغ در ادامه به تفاوت سیاستورزی صحیح و سیاستبازی نیز اشاره كرد و گفت:« كسانی كه با سیاستورزی اخلاقی، عقلایی و دینی آشنا نیستند و قاعده بازی را یا فهم نكردهاند یا بر هم میزنند و با تمسك به رفتارهای ناصحیح و ناموجه، خلط هدف و وسیله میكنند، سیاستورزی صحیح نمیكنند. سیاست و به ویژه قدرت رسمی در بهترین حالت خود یك ابزار است و كسانی كه این را هدف و ارزشهای متعالی را وسیله میپندارند، مصداق سیاستبازان حرفهای و دورویانی هستند كه لباس سیاستورز صحیح را به تن میكنند و به شدت باید با آنها برخورد شود.»
فضا برای عوامفریبان و فرصتطلبان آماده شدهوی در ادامه با انتقاد از آمادهشدن فضا برای فرصتطلبان و عوامفریبان و بیان این كه در چنین فضایی، عدهای جمهوری اسلامی را نقض غرض و از آن علیه خودش استفاده میكنند، گفت:« یعنی عدهای با استفاده از ارزشهای متعالی میكوشند با ارزشگرایان واقعی مقابله كنند و سیطره خود را تحكیم ببخشند.»
وی در تشریح سخنانش به عنوان نمونه به بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی اشاره كرد و افزود:« یكی از شعارهای انقلاب اسلامی ...
بقیه مطالب اینجا
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 13:27 توسط میم.پور
|
متانت صفار کنترل عصبی سبزها را برهم زد
هرندی: 24 بزرگتر از 13؛ دیکتاتوری را کنار بگذاريد
تعدادی از افرادی که با نمادهای سبز، گونی لنگه کفش و لنگه دمپایی، دستنوشتههایی در حمایت از
بازداشتشدگان، فحاشی و حمله به تریبون، قصد داشتند مانع از سخنرانی محمدحسین صفارهرندی در دانشگاه خواجهنصیر شوند، با متانت و پاسخهای قصار وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی روبرو شدند و کنترل عصبی خود را از دست دادند.
به گزارش رجانیوز، صفارهرندي كه عصر امروز(یکشنبه) به مناسبت روز 13 آبان به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير در اين دانشگاه سخن مي گفت، در ابتداي سخنان خود در پاسخ به طرفداران موسوي كه شعار «ننگ ما، وزير فرهنگ ما» را سر مي دادند، اظهار داشت: حق با شماست، وزير ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسراني كه اختيار كرده مايه شرم وي شده و اين وزير ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران و اقوامشان، خود به خارج از كشور پناه برده است. دانشجويان حاضر در سالن در اين هنگام با دست زدن سخنان صفارهرندي را تاييد كردند.
هنگامي كه صفارهرندي قصد داشت سخنان خود را آغاز كند حاميان موسوي با شعار " ياحسين ميرحسين " سعي داشتند اجازه ندهند تا صفارهرندي سخنراني خود را آغاز كند. و صفارهرندي در مقابل اين اقدام آنان اظهار داشت: انشاءالله خداوند به ميرحسين موسوي كمك كند تا وي از اين مخمصه خارج شود. وي افزود: اين يا حسيني كه شما سر ميدهيد هماني است كه عدهاي در كربلا سر ميدادند تا صداي حسينبنعلي (ع) به گوش كسي نرسد.
حاميان ميرحسين موسوي سپس شعار "بسيجي واقعي همت بود و باكري را" سر دادند كه صفارهرندي در پاسخ آنها گفت: همين طور است شهداي واقعي همت، باكري و سردار شوشتري بودهاند.
وي در ادامه در پاسخ به شعار دانشجوياني كه با حضور وزير فرهنگ شعار «مرگ بر ديكتاتور» سر مي دادند، تصريح كرد: ديكتاتور كسي است كه مي خواهد حق اكثريت را فداي اقليت كند.
صفارهرندي همچنين در پاسخ به دانشجوياني كه شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، گفت: ...
بقیه مطالب اینجا
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 7:57 توسط میم.پور
|
تاخير 8 ساله انتقال قدرت در ايران
گفتگو با محسن رضايي
محسن رضايي سه دوره دارد؛ يک دوره جنگ و فرماندهي سپاه و بالطبع نقش موثر در اداره جنگ. دوم دوره ورود به حوزه سياست و خواهان ايفاي نقش موثر در اداره کشور. سوم عرضه خود به مردم و جناحهاي سياسي و نخبگان در قالب دو انتخابات رياستجمهوري. دوره اخير پس از عدم گشايش در فضاي مديريتي کشور در دوره دوم حيات وي رخ داده و رضايي خود بارها به روايتهاي مختلف به آن اشاره و جامعه و نسل اول صاحبان قدرت را متوجه آن دلخوري کرده است.
صريح و ساده ميتوان گفت در دوره پس از جنگ، محسن رضايي انتظار داشت اداره کشور با طراحي مکانيسم مناسب از سوي بزرگان به نسل او و ادارهکنندگان جنگ منتقل شود اما اين اتفاق نيفتاد تا اينکه اين گروه خود وارد عمل شد. البته او در دوره سوم برخلاف گروهي ديگر از همنسلان خود موفقيتي کسب نکرد اما اعتبار زيادي بهدست آورد. مرد مناظره اخلاقگرا، صاحب ايده و برنامه، منصف و چندجانبهنگر، معترض اما قانونمند و. . . از جمله ويژگيهاي او محسوب ميشود که حرفها و ديدگاههايش را موثر و صاحب نفوذ کرده است. رضايي ديگر آن کسي نيست که زمان باز شدن صندوقچه ناگفتههايش از علت کنار کشيدن انتخابات دو روز قبل از رايگيري اهميتي براي مردم نداشته باشد. او اکنون تفسير تازه و متفاوتي از اعتراضات انتخابات، ورود سپاه به حوزه اقتصاد، علت جنگ قدرت نسل اول و دوم و... دارد که خواندني و راهگشاست.
اين امر، گفتوگو با مرد ناکام انتخابات اخير رياستجمهوري را سخت و آسان ميکند. پاسخهاي جالب او به همه سوالات گفتوگو را شورانگيز ميکند اما در عين حال عطش به پرسيدن از همه مسائل، فرصت چالش و پرسشگري عميق را ميستاند. آنچه در ذيل ميخوانيد ماحصل چنين فضايي است.
بهنظر ميرسد، خصوصيسازي و اصل 44 اين روزها با چالشي اساسي مواجه شده است. نمونه بارز آن واگذاري سهام مخابرات به بنياد اعتماد مبين وابسته تعاون سپاه است. کساني که مسائل کشور را از منظر سند چشمانداز نگاه ميکنند بيم آن دارند، آفتي که در کشورهاي در حال گسترش است، در ايران هم در حال شکلگيري باشد. مجموعههاي شبهخصوصي وارد ميدان شدهاند و تملک سرمايههاي دولتي را در اختيار ميگيرند. آيا مجمع تشخيص مصلحت بايد وارد عمل شده و مانع از انحراف در بخش خصوصيسازي شود؟
البته شركتهاي وابسته به ستاد اجراي فرمان امام و بنياد تعاون سپاه در بورس توانستند 50 درصد سهام را از آن خود كنند كه جاي بحث دارد. هرچند بنياد تعاون سپاه غيردولتي است ولي سياستهاي اصل 44 نوعي تحول و برنامهريزي را براي کشور به همراه داشت. اين اصل، حجم و نقش مردم در حوزه اقتصاد را افزايش ميدهد اما مساله واگذاريها به بخش خصوصيسازي کمتر خواهد شد. در واقع خصوصيسازي در حال اتمام است و چند سال ديگر ما پديدهاي به اسم خصوصيسازي نخواهيم داشت. دليلش آن است که خصوصيسازي به فعاليتهاي معيني از اقتصاد مربوط ميشود که بعد از مدتي قاعدتا تمام خواهد شد.
اما تمام شدن خصوصيسازي به معناي عدم مشارکت مردم در فعاليتهاي اقتصادي نيست. يعني مردم با اجراي اصل 44 بهطور دائم تشويق ميشوند تا در فعاليتهاي اقتصادي حضور پيدا کنند.
اعمال چنين منطق جديدي در اقتصاد دولتي که حاکم بر قدرت و حکومت است،کار سادهاي نيست. مقاومتهاي زيادي طي 20 سال اخير در اين باره صورت گرفته است.
چندين بار سياستگذاران کشور ...
بقیه مطالب اینجا
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:42 توسط میم.پور
|
کلینتون برای جانماندن از انگلیس مطرح کرد
اعتراف به پشتیبانی پشتپرده دولت امریکا از اغتشاشگران تهران
یک روز پس از تأیید تماسهای مستمر ستادهای موسوی و کروبی با سفارت انگلیس از سوی تحلیلگر ارشد این
سفارتخانه و اثبات دخالت بیگانه در ناآرامیهای پس از انتخابات، وزير خارجه امریکا که به نظر میرسد از پررنگ شدن نقش انگلیس در اعترافات متهمان و کمتر مطرح شدن نام دولت ایالات متحده ناراضی به نظر میرسید، اعتراف كرد كه دولت امريكا براي نشان دادن حمايت از تظاهركنندگان معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران كارهاي پشت پرده زيادي كرد.
به گزارش رجانیوز، كلينتون در گفتوگو با شبكه خبري سيانان تأکید کرد: ما نميخواستيم بين اعتراضهاي قانوني و تظاهرات مردم ايران و رهبري قرار گيريم.
وي افزود: ما مي دانستيم كه اگر خيلي زود و شديد ورود كنيم، حکومت ايران سعي مي كند از ما براي متحد كردن كشور عليه معترضان استفاده كند. بدين ترتيب ما پشت پرده كار مي كرديم.
وزیر امورخارجه امریکا تصریح کرد: ما كارهاي زيادي مي كرديم تا بدون اينكه سر راه واقع شويم، واقعاً به معترضان قدرت ببخشيم، ما به حمايت لفظي و پشتيباني از مخالفان ادامه مي دهيم.
وزير خارجه امريكا در مورد پرونده مازيار بهاري، خبرنگار ايراني- كانادايي كه از 21 ژوئن بازداشت شده است، گفت از رفتاري كه با آقاي بهاري و سايرين مي شود، وحشت زده شده ام.
وي محاكمه بهاري را نمايشي خواند و ادعا کرد: اين فرآيند نشانه ضعف است.
کلینتون همچينن با تاكيد بر اين كه آمريكا دستيابي ايران به سلاح هسته اي را غيرقابل قبول مي داند، با ردیف کردن برخی اتهامات علیه جمهوری اسلامی ادعا کرد: اگر آنها معتقدند كه اين به آنان امنيت بيشتري مي دهد و يا ظرفيت بيشتري براي تأثيرگذاري بر وقايع، ارعاب همسايگانشان و گسترش ايدئولوژيشان فراهم ميسازد، اشتباه مي كنند.
وزير خارجه امریکا در بخش دیگری از این گفتوگو تأکید کرد: واشنگتن هيچ شکی ندارد كه ايران زمينه چيني هاي امریکا براي بازگشت به مذاكره درباره برنامه هسته اي خود را مي پذيرد و در ضمن بيش از اين منتظر پاسخ تهران نخواهد ماند.
وی گفت: كه واشنگتن گزینه دیگری غير از معامله با دولت محمود احمدي نژاد رييسجمهور ايران ندارد، گرچه احساساتي در امریکا درباره اتهام تقلب براي انتخاب مجدد وي و همدردي با هزاران نفري كه به اين نتيجه اعتراض كرده اند، وجود دارد.
كلينتون گفت كه امریکا تلاش هاي خود را براي بازگرداندن ايران به ميز مذاكره در ماه سپتامبر مجدداً ارزيابي مي كند.
وي افزود: ما هيچ شکي نداريم. قبل از انتخابات در ايران هم هيچ شکی نداشتيم كه مي توانيم آن نوع تعاملي را كه در جستجوي آن هستيم، به دست آوريم.
وي ادامه داد: رييسجمهور اوباما همچنين گفته است كه ما بايد اين موضوع را در سپتامبر جمعبندي كنيم. اگر پاسخي از طرف ايران باشد، بايد در مسيري سريع باشد. ما خيال نداريم پنجره را براي هميشه بازنگهداريم.
همچنین جونز مشاور امنيت ملي در مصاحبه جداگانهای، برآورد كلينتون را مورد تأکید قرار داد و گفت واشنگتن در اين برهه، گزينه اي غير از معامله با احمدي نژاد كه هفته گذشته براي دوره دوم سوگند ياد كرد، ندارد.
جونز به سيانان گفت ما مجبوريم با همان اولياي امري كه در قدرت هستند، معامله كنيم.
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34000
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:43 توسط میم.پور
|
ناکامی کودتایمخملی، قدرترهبری و آستانهتحمل بالاینظام را نشان داد
رئيس مرکز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز تأکید کرد: در كودتاي مخملي كه دو ماه پيش در كشور ما كليد زده
شد و حجم گناکامی کودتایمخملی، قدرترهبری و آستانهتحمل بالاینظام را نشان دادستردهاي از عمليات رواني، سياسي و سرمايه گذاري بر انشقاقهاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن، و قدرت اجتماعي مردم خود را نشان داد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل چقدر بالا است.
به گزارش رجانيوز، دكتر حسن عباسي در ابتداي سخنان خود در اردوي آموزش سياسي دانشجويان پسر با اشاره به ضرورت قالب علمي بخشيدن به تجربيات 3 دهه از عمر انقلاب اسلامي گفت: در حوزه علوم استراتژيك، اين تجارب را در شكل ادبيات پايه و كلاسيك حكومتداري ميتوان به صورت مدرن تبديل به علم كرد و در اختيار نسلهاي بعد قرار داد.
وی با بيان اين كه تبيين سير انديشه رهبران در كشورهاي پيشرو يك اصل سياسي در محافل دانشگاهي محسوب ميشود، اظهار داشت: اگر به سابقه نيم قرن اخير ايالات متحده امریکا نگاه كنيم، متوجه ميشويم، آن دسته از رهبران موفق ناميده شدهاند كه صاحب ايدئولوژي براي اداره جامعه بودهاند، همچنان كه اين رويكرد را در كشورهاي اروپايي از جمله انگليس و فرانسه ميبينيم.
اين پژوهشگر حوزه مسايل استراتژيك، تلاش رژيم پهلوي در قبل از انقلاب براي تئوريزه كردن اين مدل و داشتن ايدئولوژي را مورد توجه قرار داد و گفت: زماني كه صحبت از انديشه استراتژيك يك رهبر ميكنيم، 4 عنصر مد نظر ما است كه به ترتيب هرم جامعه سازي است و در دل آن ملتسازي، دولت سازي و سيستمسازي قرار دارد. اين 3 جز دقيقاً نظير بافت يك فرش عمل ميكنند، به طوري كه "ملت سازي" همان گرهها و نقش و نگارها هستند و "دولت سازي" و "سيستم سازي" تار و پودها را ميسازند.
وي با بيان اين كه امریکا امروز در افغانستان ملتسازي مي كند، بهطوری که افغانستان 25 ميليون نفر جمعيت دارد اما عملاً ملت شكل نگرفته است و در عراق دولت سازي انجام میدهد، گفت: ملت سازي در حوزه علوم استراتژيك، يك دانش بسيار تخصصي است كه نرم افزار آن در اختيار 3، 4 كشور قرار دارد.
عباسي افزود: امروز در لبنان و فلسطين دعوا بر سر دولت سازي است، به خاطر همين است كه ميبينيم يك دولت نزديك به ايران (اسماعيل هنيه) شكل ميگيرد و يك دولت نزديك به اسرائيل و امریکا( محمود عباس).
وی در ادامه به وضعيت ايران پرداخت و گفت: ما از نظر دولت سازي، ملت سازي و سيستم سازي بالاترين رتبه را در جمع كشورهاي منطقه داريم و در سطح آسيا در كنار ژاپن و چين حائز رتبه اول هستيم.
رئيس مرکز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز تصريح كرد: رهبر يك جامعه، زماني تفكر استراتژيك براي ادامه جامعه دارد كه افق آرمانياش به جامعه، مردم، حكومت و دولت را تعريف كند و بداند چطور بين حكومت و ملت، نظام سازي كند.
وي گفت: قبل از انقلاب، شاه ميخواست با توسل به انگارههاي هخامنشي، دست به دولت سازي بزند، به همين خاطر است كه در جشنهاي 2500 ساله در پاسارگاد ميايستد و خطاب به كوروش ميگويد بخواب كه ما بيداريم. در واقع شاه آن زمان ميكوشيد با ترويج فضاي باستان گرايي ظاهر و ماكتي از حكومت هخامنشيان را به وجود آورد اما به خاطر اين كه مختصات انسان آرمانياش به درستي معلوم نبود و بنيانهاي اين دولت سازي غلط طراحي شده بود، عملاً پاسخ مورد نظر را نداد و سيستم از هم پاشيد.
اين پژوهشگر سياسي با بيان اين كه امام(ره) بعد از پيروزي انقلاب به هر 4 مرحله اقبال نشان داد، گفت: منشأ غايتي كه از انسان براي امام(ره) متصور بود، قرآني است، چرا كه حيات انسان را طيبه ميدانستند، از اين رو است كه مدل جمهوري اسلامي و دولت سازيها و نهادسازيهاي مربوط به آن، متأثر از انگارههاي جامعه بندي شكل گرفت.
وي تصريح كرد: دكترين امام راحل(ره)، تقريباً يكي از منسجم ترين دكترينها براي امروز و آينده جامعه بشري است و حداقل 50، 60 سال زمان ميبرد كه ما با تبيين ديدگاههاي نظري و رفتارهاي عملي ايشان، علم جديدي براي مديريت جامعه طراحي كنيم.
عباسي با اشاره به دوران 20 ساله زعامت مقام معظم رهبري گفت: وقتي اين 2 دهه را بررسي ميكنيم، متوجه حركتهاي شگفت انگيز و پيشرفهاي چشمگيري در حوزه علوم و فناوري در شاخههاي پزشكي، فناوريهاي هستهاي، قضايي و نظاير آن ميشويم، به طوري كه امروز ميتوانيم ادعا كنيم از پيشرفتهترين كشورها در حوزه علوم استراتژيك محسوب ميشويم.
وي با اشاره به حوادث اخير بعد از انتخابات گفت: شما امروز ميبينيد در كودتاي مخملي كه 2 ماه پيش در كشور ما كليد زده شد و حجم گستردهاي از عمليات رواني و سياسي و سرمايهگذاري بر انشقاقهاي اجتماعي صورت گرفت، قدرت رهبري، سيستم واكسينه سياسي متأثر از آن و قدرت اجتماعي مردم خود را نشانداد و عملاً ثابت شد كه آستانه تحمل نظام چقدر بالا است، در حالي كه رخدادهاي مشابه در چين و امریکا از فلج شدن سيستم در مديريت بحران خبر ميدهد، به طوري كه سال 1369 در ميدان تيان من، ارتش چين وارد عمل ميشود و جلوي دوربينها، 3200 نفر دانشجو را قرباني ميكند.
رئيس مرکز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز افزود: در حادثه مشابه ديگري كه با قتل يك سياه پوست از سوي پليس امریکا در سال 1370 رقم ميخورد و سياهپوستها به خيابانها ميريزند، پليس ايالتي، FBI ، گارد ملي و نيروي زرهي يكي پس از ديگري آن قدر در مانده ميشوند كه سر انجام كار به حضور سپاه تفنگداران دريايي امریکا با توپ و تانك وسط خيابانهاي لسآنجلس و نيروي زميني و ارتش 82 هوابرد ميكشد، در حالي كه ابعاد حادثه به هيچ وجه قابل مقايسه با رخدادهاي ايران نبود و آن جا تلويزيون BBC فارسي و Face book و Touiter وظيفه سازماندهي اجتماعي يك انقلاب مخملي را بر عهده نداشتند.
وی ادامه داد: با وجود گستردگي توطئهها و آگاهي از ابعاد بحران، نظام سياسي كشور بالاترين ظرفيت را براي انتخابات در نظر گرفت و يك خودروي زرهي يا تانك در خيابانها حضور نيافت، در صورتي كه همان زمان در اعتراضي مسالمتآميز در چين 186 نفر مسلمان كشته شدند و حجم انبوهي از تانكها و زرهپوشها در سطح خيابانها ظاهر شدند.
این پژوهشگر مسائل استراتژیک با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در سال 79 گفت: امروز نزديك به يك دهه از سخنان ایشان در آن دوران ميگذرد و در جمع بندي بيانات ايشان به اين نتيجه ميرسيم كه رهبري در ابتداي دهه سوم انقلاب، اركان دهه چهارم را كه همان عدالت، توسعه و پيشرفت باشد، تئوريزه كردهاند.
وی افزود: رهبر معظم انقلاب در دهه سوم قطعات اين تئوري را در قالب نقشه جامع علمي كشور، مهندسي فرهنگي، نهضت توليد علم و طرح تحول دستگاههاي مختلف پي ريزي كردند، تا پوست اندازي نظام در طول دهه چهارم عمر خود محقق شود.
عباسی يكي از هوشمنديهاي رهبري را در تأكيد بر همنوايي دستگاههاي مختلف كشور خواند و گفت: بسياري از موازي كاريها، نابسامانيها و اختلالاتي كه در حال حاضر در سيستم مديريتي دستگاهها وجود دارد، ناشي از نبود همنوايي است، به خاطر همين است كه دستگاهها مثل يك گروه موسيقي عمل نميكنند، از اين جهت تأكيد مقام معظم رهبري بر تحولات ساختاري دستگاههاي مسئول قابل درك ميشود.
وي مدل ذهني رهبر معظم انقلاب را 3 وجهي دانست و گفت: بر خلاف رهبراني كه در جهان تك بعدي ميانديشند، ذهن مقام معظم رهبري 3 وجهي است، كه در راهبردها و راهكارها به خوبي نمايان است، به عنوان مثال ايشان در حوزه سياست خارجي از 3 وجه عزت، حكمت، مصلحت نام ميبرند و در سياست داخلي، مثلث عزت، رحمت و اقتدار را ميسازند كه اين دو، در ضلع عزت با هم همپوشاني ميكنند. حال اگر اين مثلثها را بيابيد و ادامه بدهيد، با يك ساختار و شبكه مواجه ميشويد كه دستگاه فكري و نقشه استراتژيك رهبري را تشكيل ميدهد.
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34001
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:37 توسط میم.پور
|
لاریجانی:
موسوی در دام اصلاح طلبان افتاد
اصلاحطلبان با يك رفتار حساب شده، ايشان را مصادره كردند و آقاي موسوي كه اعلام كرده بود مستقل است عملا در مسيري كه اصلاحطلبان برايش ترسيم كرده بودند قرار گرفت.

محمد جواد لاریجانی با بیان اینکه بايد خدا را شكر كنيم كه انتخابات با مشاركت وسيع مردم برگزار شد و آقاي احمدينژاد با راي قاطعي مجددا راي آورد و روز 12 مرداد هم حكم او از طرف مقام معظم رهبري تنفيذ شد، می گوید: در اين انتخابات چيزي به نام جنبش سبز كه دقيقا نام ديگري از كودتاي مخملي است كليد زده شد و مراسم كليدزني بسيار رنگارنگ داشت.
به گزارش «شفاف» محمد جواد لاریجانی در گفتگو با جام جم با بیان اینکه انتخابات اين دوره، انتخابات ويژهاي بود، گفت: از جهت نحوه برگزاري، صداوسيما ابتكار كاملا متفاوتي را به كاربرد و زمينههاي حضور بيشتر مردم را فراهم كرد. رقابتها در اين دوره اگرچه نواقصي داشت اما يكي دو تا ويژگي خيلي قشنگ داشت. يكي اين كه فرصت خوبي ايجاد شد كه نامزدها حرفهايشان را بزنند و گاهي به نظر ميآمد آنقدر حرف زياد بود كه نامزدها وقت براي گفتن كم ميآوردند. نكته دوم اين بود كه ارزش پوستر چسباني و تبليغات ديواري كاملا كاهش يافت. رسانه ملي آنقدر نفوذ داشت كه ديگر كسي به دنبال عكسهاي داخل خيابان نميگشت. به نظر من اين يك مسير بسيار خوب براي آينده است.
وی در ادامه می افزاید: ويژگي ديگر اين انتخابات اين بود كه ما ملاحظه كرديم كه سازمان تبليغاتي يكي از نامزدها و كمپين انتخاباتي او توسط يك جناح سياسي، كاملا مصادره و عملا پايه يك نوع تقابلي با نظام گذاشته ميشود. آقاي مهندس موسوي، در طول دوران انتخابات اولا اعلام كرده بود كه مستقل است و مشي او تركيبي از اصولگرايي و اصلاحطلبي است كه اين شعار بسيار زيبا و پرمعنايي است. ايشان همچنين اعلام كرده بود كه پايبند قانون اساسي و ولايت فقيه است و اين مسائل، اميدواري زيادي در ميان افراد متدين و كساني كه ايراداتي نسبت به دولت آقاي احمدينژاد داشتند ايجاد كرد. منتها اتفاق عجيبي كه افتاد اين بود كه اصلاحطلبان با يك رفتار حساب شده، ايشان را مصادره كردند و آقاي موسوي كه اعلام كرده بود مستقل است عملا در مسيري كه اصلاحطلبان برايش ترسيم كرده بودند قرار گرفت. اينجا آن نقطهاي است كه به نظر من از قبل طراحي شده بود و اين اتفاق نميتوانست در همان روزهاي آخر اتفاق بيفتد. ما بايد سوال كنيم كه چرا اصلاحطلبان در كشورما به اين سرانجام و به فرجام تقابل با نظام رسيدند؟
لاریجانی در ادامه می گوید: شما رفتار اينها را در روز قبل از انتخابات، شب انتخابات و فرداي انتخابات نگاه كنيد. اين رفتارها باعث شد آقاي موسوي خودش را كانديداي برنده اعلام كند و به يكديگر تبريك بگويند. بساط تقابل از همان زمان چيده شد و حتي مطالبي كه اين روزها به اسم اعلاميه منتشر ميكنند ادبيات بسيار خصمانهاي دارد. شما اگر ندانيد كه اين اعلاميه از طرف چه كسي است هيچ فرقي با اعلاميههاي دشمنان ندارد و اتهاماتي كه به نظام اعم از دستگاه قضايي، تقنيني، اجرايي و شوراي نگهبان ميزنند دست كمي از اتهامات آمريكا و غرب ندارد.
وی با تاکید بر اینکه اين حادثه مهمي براي يك مجموعه بزرگي از فعالان سياسي است، می گوید: حركت اصلاحطلبان در ايران در گذشته هم تا مرز تقابل با نظام رفت. وقتي كه در مجلس ششم برخي نمايندگان تحصن كردند قصدشان اين بود كه تقابل با نظام را كليد بزنند منتها شايد آقاي كروبي در آن زمان داهيانهتر عمل كرد و يا آقاي خاتمي توانست خودش را كنترل كند و شرايط به گونهاي رقم خورد كه اين قضيه با عدم استقبال مواجه شد و ناكام ماند و كليد نخورد. ما در حقايق اجتماعي ميان كليد زدن و كليد خوردن بايد فاصله بگذاريم. زيرا حقايق اجتماعي يك مسير تطور دارند. زماني كه شما يك نهال را ميكاريد نميتوانيد به آن دستور بدهيد كه گلابي بدهد بلكه اين نهال براساس اين كه ماهيتا چيست رشد ميكند. حقايق اجتماعي هم همينطورند و اگرچه كليد زده ميشوند اما كليد خوردن آنها بحث ديگري است.
لاریجانی تاکید می کند: در اين انتخابات هم چيزي به نام جنبش سبز كه دقيقا نام ديگري از كودتاي مخملي است كليد زده شد و مراسم كليدزني بسيار رنگارنگ داشت. گذشته از عناصر داخلي، ما در كليدزني اين جريان ميبينيم كه از اوباما گرفته تا ساركوزي و ديگران شركت دارند. منتها اين جريان كليد نخورد و كليد نخوردن آن برميگردد به دلايلي كه تقابلهاي قبلي با نظام را ناكام كرده بود. به نظر من علت اين آشوبها و بيقانونيها اين بوده است كه جناح اصلاحطلب كمپين انتخاباتي آقاي موسوي را مصادره كرد و به علت ضعفهايي كه ايشان هم در بينش ديني و هم در امور شخصي دارد، توانستند اين كار را بكنند و ايشان را از مشياي كه در انتخابات اعلام كرده بود خارج كردند، اين كارها با برنامه بود.
وی ادامه می دهد: انقلاب مخملی یک چیز هیولایی نیست که پیچیدگی خاصی داشته باشد. آری به نظر من جناح اصلاحطلب آلوده شد به نفاق و این نفاق منجر به تقابل با نظام شد. آقای مهندس موسوی هم گرفتار گرداب این پدیده شد.
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:35 توسط میم.پور
|
اعترافات جالب ابطحی در دادگاه
خبر ـ پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی، موسوی و خاتمی هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمیدانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله رای، برای چه بود.
به گزارش فارس، محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه سخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسیدگی به جرایم پس از انتخابات گفت: زمانی که قرار بود موسوی مدارک مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح کند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانیون مبارز وقتی بحث ارائه مدارک تقلب در انتخابات مطرح شد یکی از دوستان که قبلا وزیر کشور هم بود گفت همه این مدارک اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار رای بیشتر نمیشود. بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یاد کردم به خاطر همین توهمات بود که در موسوی وجود داشت که وی امکان تقلب 11 میلیونی را امکان پذیر میدانست.
وی افزود: پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمیدانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.
عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: شاید خاتمی دلیل خود را داشت، موسوی شاید کشور را نمیشناخت ولی خاتمی با همه ارادتی که به وی دارم اتفاقا برعکس همه مسائل را میدانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را میشناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که این همراهی خائنانه بود.
ابطحی اضافه کرد: هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدینژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ اینها همه مسائلی بود که در ذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شکل گرفته بود.
وی با اشاره به نقش مجمع روحانیون مبارز خاطرنشان کرد: واقعا مجمع روحانیون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل باید این انتصاب را نگه میداشت.
عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: بنده خودم را نیروی اصلاحطلب میدانم؛ لذا میگویم که خاتمی حق نداشت ظرفیت اصلاحات را به پای موسوی بریزد حتی موسوی هم این ظرفیت را نداشت. البته بنده طرفدار ریاست جمهوری احمدینژاد نبودم ولی زمانی که 11 میلیون در انتخابات فاصله ایجاد شد به عنوان کسی که طرفدار مردمسالاری هستم این مسئله را نپذیرفتم و با این موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت کردهام. ولی اگر به جای پیام به موسوی به احمدینژاد تبریک میگفتیم بهترین وضعیت را امروز در تاریخ ایران دارا بودیم.
ابطحی با اشاره به حضور خود در برخی راهپیماییهای غیرقانونی خیابانی تاکید کرد: کار بدی کردم که در راهپیماییها شرکت کردم ولی کروبی به بنده گفت که ما با این رای کم نمیتوانیم مردم را به خیابانها دعوت کنیم. ولی خود برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم.
وی اظهار داشت: موسوی به کروبی پیغام داده بود که من چیزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چیزی برای از دست دادن نداشت ولی با توجه به رای 13 میلیونی با این پیگیری آشوبها خیلی چیزها را از دست داد و ما افتخار این حضور 40 میلیونی را از دست داده و آنرا خدشهدار کردیم ما میتوانستیم در دنیا بهتر از این باشیم.
عضو مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: موسوی در بسیاری از موارد میگفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. این درحالی است که این آشوبها دلبستگیهای مردمان مسلمان را نسبت به ایران قطع کرد، موسوی میگفت که من طرفدار خط امام هستم و همیشه روی نظام و امام تاکید میکرد، بنده میگویم که هیچکس نمیتواند روی امام و نظام تاکید کند ولی در عین حال کوچکترین عملی انجام دهد که نظام را هم به خطر بیندازد. چرا که امام فرمودهاند حفظ نظام از اوجب واجبات است.
ابطحی اضافه کرد: اگر مقام معظم رهبری نبودند و یا اگر ایشان یک قدم به عقب مینشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاکستان شکل میگرفت و درصورتی که این هلال تشکیل میشد دیگر هیچ جا و آثاری از انقلاب نمیماند. از این رو ملت ایران باید از تیزهوشی مقام معظم رهبری و سربازان با نام و بی نام ایران که این کشور را از این مسئله نجات دادند تشکر کند.
وی با بیان اینکه معمولا ما نیمی از شجاعت را تعریف کردهایم اظهار داشت: شجاعت بزرگتری هم وجود دارد که بنده از آن استفاده میکنم لذا اگر انسانی احساس کند که به دیدگاهی رسیده و این دیدگاه به نفع نظام است بیان آن شجاعانهتر است از بیان دیدگاه و نظر اپوزیسیون در مقابل حکومت و نظام.
عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه تاکید کرد: به همه دوستان میگویم و همه دوستانی که صدای ما را میشنوند بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوبها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود.
+
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 15:51 توسط میم.پور
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 15:36 توسط میم.پور
|